تجربه ریاضی

در این وبلاگ در مورد ریاضیات می نویسم و تجربیاتی که در راه آموختن ریاضی آموخته ام

ایران یا خارج – قسمت سوم: شغل

11- یکی از مهمترین مسائل در زندگی هر انسان شغل است، هم از بابت اینکه منبع درآمد اصلی هر شخص شغل اوست و هم از بابت اینکه هر شخص بخش اعظمی از وقت خود را در محیط کار سپری می کند. با توجه به عدم وجود شبکه ی حمایتی خانواده و دوستان در خارج از کشور، مساله ی شغل اهمیت دوچندانی می یابد.

12- یکی از بزرگترین مشکلات موجود در رابطه با پیدا کردن شغل در خارج از ایران اینست که شما مجبورید تا حد زیادی سطح توقعات خود را پایین بیاورید و عموما نمی توانید انتظار شغلی را داشته باشید که می توانستید در ایران به آن مشغول شوید. به عنوان مثال اگر در ایران با مدرک دکترا می توانستید استاد دانشگاه بشوید در کشورهای پیشرفته این امکان وجود ندارد و شما مجبورید بدنبال شغلی در سطح فوق لیسانس و حتی لیسانس باشید. بطور کلی فارغ التحصیلان دکترا برای گرفتن کرسی استادی مجبور هستند چندین سال را به گذراندن دوره های فوق دکترا بپردازند. عموما در کشورهای جهان اول به علت وجود تعداد زیاد متخصصین و فارغ التحصیلان دانشگاه با مدارک بالا پیدا کردن شغل های سطح بالا مخصوصا برای خارجی ها بسیار رقابتی و دشوار است.

13- یکی از برتری های بزرگ محیط های کاری در خارج وجود قوانین مشخص و سیستم دقیق کاریست که جلوی هرگونه تبعیض، سو استفاده و مسائلی از این دست را می گیرد. اینجا کارمندی با چاپلوسی یا داشتن روابط خانوادگی نمی تواند از مزایای خاص بهره مند شود و حرف اول و آخر را عملکرد و توانایی های هر شخص می زند. اینجا اصطلاحاتی مثل از زیر کار در رفتن، باند بازی و زیرآب زنی معنایی ندارد و روابط کاری در چارچوب مشخص خود و مستقل از روابط شخصی تعریف می شود.

14- وجود سیستم دقیق و قانونمند علاوه بر تمام مزایای ذکر شده یک مساله ی دیگر را نیز بوجود می آورد. برای ایرانی ها که با سیستم غلط ایران که تنبلی را ترویج می دهد خو گرفته اند حضور در سیستمی که سخت کوشی حرف اول و آخر را در آن می زند آنچنان ساده نیست. اینجا به علت وجود سیستم سرمایه داری پول نقش اصلی را بازی می کند و بسیاری اوقات به انسان به چشم یک ماشین نگاه می شود، ماشینی که باید هشت ساعت کار مفید در روز انجام بدهد. اشتباه نکنید، در ایران هم افراد مثلا هشت ساعت در روز کار می کنند اما بخش اندکی از آن کار مفید است (شاید فکر کنید که شما در ایران هم روزی هشت ساعت کار مفید انجام می دهید اما مجبورم بگویم تا خودتان کار در این سیستم را در تجربه نکنید معنای واقعی هشت ساعت کار مفید در روز را درک نخواهید کرد). به این اضافه کنید انواع و اقسام تعطیلات نوروز و تابستان و اعیاد گوناگون را. حتی در دانشگاه هم وضعیت همینطور است، در ایران بخش بالایی از دانشجویان بصورت شب امتحانی دروس را پاس کرده و مدرک تحصیلی دریافت می کنند اما اینجا با وجود انواع و اقسام تکالیف و امتحانات هفتگی و پروژه و سمینار امکان پاس کردن شب امتحانی دروس در اینجا وجود ندارد.

15- آخرین مساله نگاه متفاوت مردم کشورهای پیشرفته به شغل است. در اینجا مهم نیست که شما یک کارگر ساختمانی هستید یا یک استاد دانشگاه موفق. چیزی بنام شان و منزلت اجتماعی بواسطه نوع شغل وجود ندارد. اینجا همه ی انسان ها فارغ از شغلشان دارای احترام هستند و شرایط و علاقه است که نوع شغل را مشخص می کند. اینکه شما استاد دانشگاه هستید برای بقیه اهمیت زیادی ندارد چرا که شما بدنبال علاقه ی خود آمده اید و تبدیل به یک استاد دانشگاه شده اید و اگر مثلا علاقه تان کشاورزی بود الان یک کشاورز بودید نه یک استاد دانشگاه. اینجا کارهای سطح پایین کاملا پذیرفته شده است به عنوان مثال اینجا جوانان 20 ساله ی زیادی را می توان دید که از خانواده مستقل شده اند و برای گذران روزگار به کار کردن در رستوران مشغولند و همزمان درس می خوانند تا در آینده به شغلی که به آن علاقه دارند بپردازند.

ادامه دارد...

  
نویسنده : saeedtz ; ساعت ٢:٢٥ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢٠ شهریور ۱۳٩۱
تگ ها : تجربیات