تجربه ریاضی

در این وبلاگ در مورد ریاضیات می نویسم و تجربیاتی که در راه آموختن ریاضی آموخته ام

ایران یا خارج – قسمت دوم: خانواده

6- اکثر کسانی که برای تحصیل به خارج از ایران سفر می کنند تجربه ی دوری از خانواده را کمتر دارند. حتی اگر در ایران در دانشگاهی خارج از شهر خود تحصیل کرده باشند چند هفته یا چند ماه یکبار به شهر خودشان برگشته اند یا هر وقت به مشکلی برخورده اند خیلی راحت و سریع از حمایت و کمک خانواده بهره مند شده اند اما زندگی در خارج از کشور تجربه ایست کاملا متفاوت.

7- اولین و بدیهی ترین مساله ی ناشی از دوری خانواده، دلتنگیست که دیر یا زود سراغ همه می آید. بعد از چند ماه که شور و اشتیاق اولیه فروکش کرد دلتنگی ها آغاز می شوند و رفته رفته جای خالی پدر، مادر، برادر، خواهر، اقوام نزدیک و دوستان صمیمی بیشتر و بیشتر حس می شود. اینجاست که غربت رفته رفته چهره ی واقعی خود را نشان می دهد.

8- می توان با محدود کردن خود به محیط دانشگاه و خوابگاه و حضور طولانی مدت در جمع دوستان ایرانی این دلتنگی را تا حد زیادی فراموش کرد اما این کار جلوی تجربه ی زندگی واقعی در محیط خارج از دانشگاه با خارجی ها را می گیرد، تجربه ای که قطعا برای تصمیم گیری درست مبنی بر ماندن یا برگشتن به ایران بعد از اتمام تحصیلات لازم است. فراموش نکنیم که اگر بدون تجربه ی واقعیت اصلی زندگی در غربت یعنی تنهایی تصمیم به ماندن بگیریم بعد از اتمام دوران تحصیل ناگهان محیط امن دانشگاه و دوستان ایرانی را از بین رفته می بینیم و آنجاست که این سوال به ذهنمان خطور می کند که آیا تصمیمم برای ماندن درست بود؟ راه حل دیگر برای رفع مشکل تنهایی ازدواج است اما باید مراقب بود که سریع و بدون شناخت کافی از طرف مقابل و بدون داشتن دیگر شرایط مادی و فکری و صرفا برای رفع تنهایی ازدواج نکرد.

9- جدا از بحث دلتنگی مساله ی مهمتر نقش حمایتی خانواده است. اینجا در دوران دانشجویی کوچکترین مشکل قابلیت تبدیل شدن به یک بحران در  زندگی شما را دارد مثل یک بیماری، اتمام موعد اجاره ی منزل یا یک مشکل مالی جزئی. علاوه بر این شما باید صد در صد مستقل باشید و در کنار حجم بالای درس و کار مجبورید تمام کارهای خود مثل خرید، پختن غذا و مدیریت کردن مسائل مالی را به تنهایی انجام دهید. در ایران بخاطر اینکه همیشه پدر و مادر این مسئولیت ها را برعهده داشته اند و همواره فرزند خود را مورد حمایت قرار داده اند شما متوجه ارزش حضور آنها نیستید و تازه وقتی با آمدن به خارج آنها را از دست دادید متوجه ارزش آنها می شوید.

10- اگر چه رفته رفته زندگی دور از خانوده عادی تر و با بالا رفتن سن زندگی مستقل اجتناب ناپذیر می شود اما اگر بخواهیم به مساله ی زندگی در غربت طولانی مدت نگاه کنیم این نوع زندگی صرفا محدود به همسر و فرزندان خواهد بود (و به همین خاطر انتخاب همسر بسیار حیاتی خواهد بود). اگرچه که می توانید هر یکی دو سال سفری به ایران داشته باشید یا برای خانواده دعوت نامه بفرستید اما در نهایت شما شبکه بزرگ حمایتی خانواده را در غربت از دست می دهید، شبکه ای که در مواردی مثل تولد فرزند یا از دست رفتن عزیزان نقش خود را به شدت نشان می دهد. علاوه بر این نمی توان وظیفه ای که همه در قبال پدر و مادر خود در دوران کهولت داریم را به سادگی نادیده گرفت، وظیفه ای که با مهاجرت به خارج به این سادگیها قابل انجام نیست.

ادامه دارد...

  
نویسنده : saeedtz ; ساعت ٥:۱٥ ‎ق.ظ روز جمعه ٦ امرداد ۱۳٩۱
تگ ها : تجربیات