تجربه ریاضی

در این وبلاگ در مورد ریاضیات می نویسم و تجربیاتی که در راه آموختن ریاضی آموخته ام

ایران یا خارج – قسمت اول: مقدمه

1- زندگی در ایران بهتر است یا در خارج از ایران؟ جواب این سوال برای بسیاری از کسانی که تنها تجربه ی زندگی در ایران را دارند بدیهیست. یا از این طرف بام می افتیم که قطعا خارج بهتر است یا از آن طرف بام که هیچ جا وطن نمیشود.

2- آنهایی که از این طرف بام افتاده اند چنین جواب هایی می دهند: معلوم است که خارج بهتر از ایران است، معلوم است زندگی در یک کشور پیشرفته بهتر از یک کشور جهان سومیست، خارجی ها همه چیزشان روی اصول است ولی در ایران روی هر چیزی دست بگذاری یک ایرادی دارد، خارجی ها آزادی دارند ولی ما فقط محدودیت داریم، مگر در تلویزیون و ماهواره ندیده ای که خارجی ها چقدر شادند، خارجی ها دائم در حال پیشرفتند ولی ما دائم در حال عقبگرد هستیم، هر کسی از ایران رفته موفق شده، نشانه اش هم این همه دانشمند ایرانی ناسا و گوگل، در ایران باید از صبح تا شب جان بکنی آخرش هم با این گرانی و تورم هشتت گرو نهت است اما در خارج درآمدها بالاست و همه چیز ارزان است، در ایران هر روز یک اتفاق جدید می افتد و قوانین دائم عوض می شوند اما سیستم خارج ثبات دارد، در خارج پارتی بازی و تبعیض و زیرآب زنی و بی قانونی و فساد مالی و اداری معنا ندارد، تمام دوستانم که در خارج زندگی می کنند می گویند اینجا همه چیز عالی و خوب است و عکسهایشان نشان می دهد که همیشه  تفریحشان بجاست اما ما در ایران فقط بدبختی داریم، من خودم یک سفر به ترکیه رفتم نمیدانی چقدر همه چیز عالیست، در یک کلام خارج بهشت است و ایران جهنم!!!

3- آنهایی هم که از آن طرف بام افتاده اند چنین پاسخ هایی می دهند: آسمان همه جا همین رنگ است، هیچ کجا وطن آدم نمی شود، زندگی در غربت یعنی تنهایی و بی کسی، هر بلایی هم سرت بیاید هیچکسی نیست به دادت برسد اما اینجا خانواده و دوست و آشنا به داد آدم می رسند، خارجی ها نژادپرستند، تو موفق ترین آدم هم که باشی آخرش نگاهشان به تو مثل نگاه ما به افغانی هاست، در خارج تو باید همه چیز را از صفر شروع کنی، این همه استاد دانشگاه در ایران داریم که در خارج تحصیل کرده اند، اگر خارج خوب بود برنمی گشتند، ایران هم مثل خارج مشکلات دارد اما باید ماند و این مشکلات را حل کرد نه اینکه از مشکلات فرار کرد، باید به مملکتی در آن به دنیا آمده ایم و بزرگ شدیم خدمت کنیم نه اینکه برویم خارج و به دشمنان این مملکت خدمت کنیم، از آنهایی که در سوئد و استرالیا و انگلیس و کانادا زندگی می کنند بپرسید آب و هوای آنجا بهتر است یا آب و هوای چهار فصل ایران، کسی که در کشور خودش با زبان مادری اش نمی تواند موفق شود چطور در خارج می تواند موفق شود، در خارج فقط و فقط کار و پول معنا دارد و ارتباطات و احساسات انسانی و خانواده معنایی ندارد، در یک کلام ایران بهشت است و خارج جهنم!!!

4- ایران یا خارج؟ آیا جواب این سوال اینقدر بدیهیست؟ آیا تصویری که ما از زندگی در خارج از ایران داریم تصویر درستی است؟ آیا کسی که زندگی در هر دو طرف را تجربه نکرده و اطلاعاتش از خارج از ایران محدود به کتاب و فیلم و عکس و روزنامه و تلویزیون و اینترنت و ماهواره و خاطرات دوستان و مسافرت است می تواند در مورد زندگی کردن در خارج اینقدر با قاطعیت نظر بدهد؟ قصد دارم رفته رفته به این سوال پاسخ دهم و سعی کنم تصویر درست تری از زندگی در خارج از ایران ارائه کنم هر چند که این تصویر هم کامل نیست و حاصل تجارب شخصی من است نه یک تحقیق علمی جامع.

5- از نظر من تفاوت های اساسی بین زندگی در ایران و خارج به سه مورد خانواده، شغل و سیستم مربوط است که طی متن های آینده مفصلا به آنها خواهم پرداخت.

ادامه دارد...

  
نویسنده : saeedtz ; ساعت ٤:٥٦ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٧ تیر ۱۳٩۱
تگ ها : تجربیات